چون شبحي آمد و چون دود رفت وبلاگ blog" name="description">چون شبحي آمد و چون دود رفت, Weblog, Daily, Writing, PersianBlog, persianweblog , Blog , Persian , Iran , Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs, وبلاگ, يادداشت روزانه, پرشين بلاگ , وبلاگ فارسی , وبلاگ ایرانی , وب نوشت " name="keywords"> عمر گرانمايه عجب زود رفت <br> چون شبحي آمد و چون دود رفت

عمر گرانمايه عجب زود رفت
چون شبحي آمد و چون دود رفت


عصب کشی با جوالدوز

تا ۱۶ سالگی تابستانها را به ییلاق میرفتیم (چون دامدار بودیم ) در آن زمانها امکانات بسیار کم بود مخصوصا در ییلاق که اصلا امکانات نبود و به علت نبودن بهداشت بازار دوا درمان سنتی بسیار گرم، البته پدر بزرگم دعانویس بود و چون تابستانها همیشه به عنوان بزرگتر با ما در ییلاق بود برای ما قوت قلبی بود و در حقیقت همه ما یک جوری بیمه بودیم. متاسفانه من یک بار به دندان درد دچار شدم وهرچه دوا درمان و دعا افاقه نکرد. یکی از شبها که از درد به خودم می پیچیدم و بی تابی میکردم از صدای گریه من دائی میرزآقا که یکی از چوپان های با تجربه و مسن بود متوجه ناراحتی من شد. صبح زود به چادر ما آمد وگفت دهنت را بازکن تا ببینم ، وقتی نگاه کرد گفتم ای بچه فقیر دندانت را کرم خورده ، با گریه گفتم چکار کنم گفت دایی جان گریه نکن خودم کرمش را برات میکشم . خلاصه رفت به چادر پدر بزرگم و بعد از مشورت یک جوال دوز را کاملا داغ کردند و من را صدا کردندتا اونجا رسیدم چند نفری مرا دراز کردند و چسبیدند و دائی میرزآقا جوال دوز را داخل سوراخ دندانم گذاشت من از درد بی هوش شدم ، بعد ازمدتی که به هوش آمدم هنوز بوی استخوان سوخته می آمدم . دائی میرزآقا هم با غرور گفت بارک اله پسرم خوب طاقت آوردی حسابی کرم دندانت را کشتم. دندانم ساکت شد ( آیا دائی میرزآقا عصب کشی دندان را بلد بود ) یاد اون دوران به خیر (خدا همه رفتگان راهم بیامرزد)


عبدالعظیم کلاتی