چون شبحي آمد و چون دود رفت وبلاگ blog" name="description">چون شبحي آمد و چون دود رفت, Weblog, Daily, Writing, PersianBlog, persianweblog , Blog , Persian , Iran , Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs, وبلاگ, يادداشت روزانه, پرشين بلاگ , وبلاگ فارسی , وبلاگ ایرانی , وب نوشت " name="keywords"> عمر گرانمايه عجب زود رفت <br> چون شبحي آمد و چون دود رفت

عمر گرانمايه عجب زود رفت
چون شبحي آمد و چون دود رفت


مداوای شکستگی سر با پی (چربی ) مار

یک ضرب المثل داریم که میگه هرچی سنگه به پای لنگه .

اون زمانها مثل حالا نبود که بچه ها اسباب بازی داشته باشن و کامپیوتر و پلی استیشن بازی کنن ما برای سر گرمی یا گل بازی میکردیم یا الک دولک و یا الاغ سواری.

از اونجایی که من چند وقتی بود کچل شده بودم و به گفته مادرم دلم نازک بود هرچی که میخواستم در صورت امکان برام تهیه میکردند.

من هم یک روز حوس کردم به جای الاغ کره الاغ را سوار بشم ازاین رو به درخواست من و از روی ناچاری کره الاغ را گرفتند و افسار کردند تا من سوار شوم .

چشمتان روز بد نبیند بعد از چند قدم کره خر به طرف دره در شیب تند کوه شروع به دویدن و جفتک پراکنی کرد و من را در روی سنگها به زمین زد و یک تکه سنگ کلاه را شکافت و به سر من فرو رفت وخون از زیر کلاه بیرون زد .که هنوزهم جای آن باقیست.

همه ریختن بالای سرم و خواستن کلاهم را بردارن که ببینن چی شده اما من دو دستی کلاهم را چسبیده بودم و مانع ازاین کار میشدم چون از نشان دادن سرم خجالت میکشیدم خلاصه با زور کلاهم را برداشتن و من هم از زور درد و خجالت قش کردم.

در زمان بی هوشی آنها بیکار نبودند و مقداری پشم گوسفند را سوزانده بودند و در شکاف ناشی از شکستگی سرم کرده بودند و خون را بند آورده بودند.

بعد از چند روز سرم نسبتا خوب شد اما شکاف شکستگی سرم همچنان باز بود ومن را عذاب میداد.

یک نفر از چوپانها به نام علیجان کتی گفت من میرم ارجمند و از اونجا میپرسم که چه باید کرد؟ بعد از ظهر که آمد با خوشحالی گفت پسرجان برات دوا آوردم و یک قوطی کوچک را به مادرم داد و گفت این پی مار است آنرا روی شکستگی بمال تا خوب شود.

مادر من هم همین کار را کرد و بعد ازچند بار استفاده شکاف شکستگی خوب شد و فقط جای آن باقی ماند.

به نظر من که پی مار معجزه میکند ! نظر شما چیست ؟
عبدالعظیم کلاتی



کچلی و دوای زردی

 

کلاس سوم دبستان که بودم مثل اکثر بچه های ده مان (روستای ارجلان) کچل شدم

روی سرم زخم کوچکی بود که زیاد خارش میکرد برادرم که ٩ سالی ازمن بزرگتر بود من را با دوچرخه آورد مریضخانه قشلاق . اون موقع بیمارستان گرمسار بود و  دکتر حاجی

دکتر مرد شوخ و نازنینی بود و پس از معاینه گفت باید سرت را برق بگذاریم تا زودتر از این مرض خلاص بشی.

خلاصه  همان روز سرم را برق گذاشتن و برادرم برام یک کلاه خرید  و با دوچرخه برگشتیم ده مان .

بعد از چند روزی موهام شروع کرد به ریختن ..

خوشبختانه امتحان ثلث سوم را دادم و از مدرسه رفتن راحت شدم و با خانواده رفتم ییلاق .

خاطرم هست که ییلاق ما مرجی خانی بود یک کمی بالاتر از ارجمند تو این ییلاق غیر از ما و چهار خانواده دیگر کسی نبود .

از شانس من یکی دیگر از بچه ها که از من بزرگتر بود قبل ازمن کچل شده بود و در حقیقت کچل ها اکثریت را داشتند.

برادرم که در گرمسار بود و نگران حال من ، به دکتر حاجی مراجعه کرده بود وتعریف کرده بود که سر من شده صاف صاف مثل کف دست دکترهم یک صابون نسخه کرده بود که من هر روز سرم را با اون بشورم .

برادرم صابون را خریده بود و داده بود به یکی از آشناها که اون را به دستم برسونه و اتفاقا پدرم هم آمپولی را برایدرمان زردی گوسفندان تهیه کرده بود و به همون شخص داده بود که به ما برساند.

از بخت بد من این شخص دو امانتی برادر و پدرم را به ما رساند و گفت برادرم گفته هر روز سر من را با آن بشورند.

خواهر بزرگم هر روز صبح آب را گرم میکرد و با وسواس زیاد سر من را با صابون می شست وبعد داروی زردی راهم روی آن می مالید.

از سوزش سر جیغ من به آسمان بلند میشد ولی چاره ای نبود باید تحمل میکردم تا موهایم دوباره رشد کنند.

این روال ادامه داشت تا هفت هشت روز بعد پدرم به ییلاق آمد و تصمیم گرفت به گوسفندان آمپول زردی بزند و از مادرم سراق آمپول را گرفت !

تازه اینجا بود که ما فهمیدیم مایعی که برای کچلی به سر من می زدند آمپول زردی بوده .

شاید باور نکنید از بین بچه های کچل ده ما فقط من هستم که صاحب موهای خوب و سالمی هستم.

علتش را نمی دانم شاید آمپول زردی برای کچلی خوب است ! شما چی فکر میکنید ؟
عبدالعظیم کلاتی



اثر سریالهای خارجی

 

اثرسریالهای خارجی را میتوان در گرمسار دید تو این سریالها آنقدر هنرپیشه ها جلوی هم کج و راست شدند و تعظیم کردند تا ...
در و دیوار شهر و روزنامه های محلی پر شده از :
تشکر شورای شهر از شهردار
تشکر شهردار از شورا
تشکر اصناف از فرماندار
تشکر شهرداری و شورای شهر از فرماندار
تبریک اصناف به رئیس مجمع امور صنفی
تشکر کاندیداها رای آورده یا نیاورده از مردم
و این روند ادامه خواهد داشت ....


عبدالعظیم کلاتی