چون شبحي آمد و چون دود رفت وبلاگ blog" name="description">چون شبحي آمد و چون دود رفت, Weblog, Daily, Writing, PersianBlog, persianweblog , Blog , Persian , Iran , Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs, وبلاگ, يادداشت روزانه, پرشين بلاگ , وبلاگ فارسی , وبلاگ ایرانی , وب نوشت " name="keywords"> عمر گرانمايه عجب زود رفت <br> چون شبحي آمد و چون دود رفت

عمر گرانمايه عجب زود رفت
چون شبحي آمد و چون دود رفت


وقتی برای رئیس جمهور امریکا گریه کردم

زمانی که من ١٠ ساله بودم در هنگام بازی الک دولک با بچه های هم سن و سال  چوب الک به سرم خورد و من به شدت ناراحت شدم و با صدای بلند گریه میکردم و به قول مادرم کولی بازی درآورده بودم.

به طوریکه که توجه اهل ده را کاملا به خودم جلب کرده بودم (ده ما یعنی ارجلان در آن زمان  ١٢ خانوار داشت  که الان هیچ کس در آن زندگی نمیکند )

خدا رحمت کنه پدر بزرگم را اون پیر مرد هم به خاطر سرو صدای من به طرف جماعتی که دور من جمع شده بودند آمد و در حالی که میخندید  گفت چیزی نشده عظیم داره به خاطر کندی گریه میکنه. بعدا متوجه شدم که در همان روز رئیس جمهور آمریکارا ترور کرده بودند.


عبدالعظیم کلاتی