چون شبحي آمد و چون دود رفت وبلاگ blog" name="description">چون شبحي آمد و چون دود رفت, Weblog, Daily, Writing, PersianBlog, persianweblog , Blog , Persian , Iran , Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs, وبلاگ, يادداشت روزانه, پرشين بلاگ , وبلاگ فارسی , وبلاگ ایرانی , وب نوشت " name="keywords"> دوستم دستمال کاغذی را خورد - عمر گرانمايه عجب زود رفت <br> چون شبحي آمد و چون دود رفت

عمر گرانمايه عجب زود رفت
چون شبحي آمد و چون دود رفت


دوستم دستمال کاغذی را خورد

دوستم دستمال کاغذی را خورد...

اولین بار که با هواپیمای پان امریکن از فرودگاه مهرآباد عازم آمریکا شدیم خیلی هیجان داشتیم.

یکی از دوستام که بچه بیرجند بود و انصافا خیلی دهاتی تر ازمن ، صنذلی دم پنجره را گرفت تا حسابی سیر و سیاحت کنه .

و قتی در هواپیما ناهار آوردند با اینکه نوع غذا برای ما مجهول بود  به هر صورت مشغول به غذا خوردن شدیم .

غذا که تموم شد من به پهلو دوستم زدم و گفتم ببین این دستمال ها چقدر خوشبو و مرطوب هستند .

دوستم با تعجب گفت مگه این دستمال بود ؟ گفتم آره

گفت من که اونا را خوردم  ...

 


عبدالعظیم کلاتی