چون شبحي آمد و چون دود رفت وبلاگ blog" name="description">چون شبحي آمد و چون دود رفت, Weblog, Daily, Writing, PersianBlog, persianweblog , Blog , Persian , Iran , Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs, وبلاگ, يادداشت روزانه, پرشين بلاگ , وبلاگ فارسی , وبلاگ ایرانی , وب نوشت " name="keywords"> مهر مادری - عمر گرانمايه عجب زود رفت <br> چون شبحي آمد و چون دود رفت

عمر گرانمايه عجب زود رفت
چون شبحي آمد و چون دود رفت


مهر مادری

او میگفت : نزدیک ظهر بود که به باخبر شدم پای مادر بزرگ شکسته , فورا خودم را رساندم , ننجان  تقریبا بی حال افتاده بود و قادر به حرکت نبود , من به کسی که اونجا بود گفتم الآن به دایی عظیم (منظور من بودم) زنگ میزنم که باهم ننجان را به بیمارستان برسانیم .

ننجان تا این راشنید گفت نمیخواد به دائی زنگ بزنی چون بچم خسته هست و هنوز ناهارش را نخورده ...


عبدالعظیم کلاتی