دستگیری خرابکار

در یکی از ماموریتهای سالهای 53 یا 54 بود که از بوشهر برمیگشتیم به طرف همدان

معمولا در این مواقع از هواپیمای C130 حهت نقل انتقال پرسنل و وسائل استفاده میشد

بعد از نیم ساعت پرواز متوجه شدیم که هواپیما دچار مشکل شده و یکی از موتورهای هواپیما از کار افتاده . وحشت و دلهره در چهره همه دیده میشد همه مشغول دعا بودند و ساکت سرجای خود خشک شده بودیم که خلبان برای حفظ تعادل موتور قرینه آن را نیز خاموش کرد .

بعد از مدتی  خلبان دستور دادبرای سبک تر شدن هواپیما بعضی از وسائل از داخل هواپیما به بیرون انداخته شود، درب انتهایی هواپیما باز شد و  کوههای  زیر هواپیما که در ارتفاع کمی پرواز میکرد به خوبی نمایان شد.

بعد از انداختن چند قطعه بزرگ به پایین درب هواپیما بسته شد و با یک صلوات بی رمق هواپیما به مسیر ادامه داد .

بعد از مدتی که (به نظر من چند ساعت شده بود) هواپیما با کم کردن ارتفاع فرود بر روی باند شیراز را شروع کرد و شکرخدا به سلامتی به زمین نشست و در انتهای باند متوقف شد  و در ها بازشد اما هیچکس از جای خود تکان نمیخورد  ، اما یکی از بچه ها با سرعت از درب عقب پائین پرید و شروع کرد به دویدن به طرف تپه خاکی  کنار باند. 

چون  قبلا حالت اضطراری به فرودگاه خبر داده شده بود ماشینهای آتشنشانی دژبان و ... در آنجا جمع بودند و تقریبا هواپیما در محاصره بود.

فرمانده دژبانها  که به دویدن دوست ما مشکوک شده بود فریاد میزد خرابکار را بگیرید ، ما هم که تازه جرات پیدا کرده بودیم و از هواپیما پیاده میشدیم از کار دوستمان متعجب بودیم.  دژبانی که دوست ما را تعقیب می کرد  و به دوست ما رسیده بود به جای دستگیری او به عقب برگشت و شروع کرد با صدای بلند خندیدن

آخر دوست ما از ترس اسهال گرفته بود

/ 1 نظر / 13 بازدید
محمود ثامنی

سلام پسر خاله عزیز. امیدوارم حال شما و خانواده محترم خوب باشد' به امید دیدار