دوستم دستمال کاغذی را خورد

دوستم دستمال کاغذی را خورد...

اولین بار که با هواپیمای پان امریکن از فرودگاه مهرآباد عازم آمریکا شدیم خیلی هیجان داشتیم.

یکی از دوستام که بچه بیرجند بود و انصافا خیلی دهاتی تر ازمن ، صنذلی دم پنجره را گرفت تا حسابی سیر و سیاحت کنه .

و قتی در هواپیما ناهار آوردند با اینکه نوع غذا برای ما مجهول بود  به هر صورت مشغول به غذا خوردن شدیم .

غذا که تموم شد من به پهلو دوستم زدم و گفتم ببین این دستمال ها چقدر خوشبو و مرطوب هستند .

دوستم با تعجب گفت مگه این دستمال بود ؟ گفتم آره

گفت من که اونا را خوردم  ...

 

/ 3 نظر / 15 بازدید
soodeh

سلام..واقعا جالب بود..من که کلی خنديدم...موفق و شاد باشيد

[قهر][عینک][تعجب]

عليرضا

سلام آقای کلاتی خاطره جنابعالی را خواندم و برای یکی از دوستان نیز باز گو کردم , کلی خندیدیم و لذت بردیم و باعث طیب خاطر گردید. موفق و موید باشید